سلام
ما ایرانی ها استعداد عجیبی در زمینه جک سازی ُ جک پروری و جک پراکنی داریم
و متاسفانه هیچ آمار دقیقی از فرصتهایی که در این راه از دست می دهیم و
منابعی که صرف می کنیم وجود ندارد. اگر هم بخواهی پرهیز کنی از این سیل
هرروزه به بچه مثبتی و ... متهم می شوی!
الغرض! میخواماز این به بعد هر از چندگاهی براتون جک تعریف کنم. دوستانی که
همین الان تصیم گرفتن دیگه به وبلاگم سر نزنن رو به آرامش ویژه توصیه
میکنم.
علمای مدیریت همواره تاُکید می کنند که تهدیدها را به فرصت تبدیل کنید.
خب من هم میخوام تفسیر جک براتون بگم با رویکرد مدیریتی.
اول یه خواهش! چون پیش از این فکر می کردم جک پراکنی کاری بیهوده است متاٌسفانه آرشیو خوبی از جک ندارم.
اما جک امروز:
میگن دو نفر بودن یکی زمین رو می کند یکی دیگه پشت سرش خاک می ریخت چاله رو
پر می کرد. گفتن این چه کاریه؟ جواب دادن ما سه نفریم : یکی زمین رو می
کنه یکی لوله میذاره یکی هم پرش می کنه . دومی نیومده ما کار خودمون رو می
کنیم.
می دونم کاملاً تکراری بود اما چن تا جک مث این تو عملکرد مسئولان سراغ داریم؟!
رئیس دانشگاه آزاد میگه من وظیفه دارم لیسانس بدم . چه کار دارم کار هست یا
نیست؟ نتیجه یه عالمه لیسانس بیکاره که دیگه کارای سطح پایین هم عارش
میشه انجام بده.
یا مثلاً آموزش و پرورش دیپلم رو سه ساله میده (به جای ۴ سال). نظام وظیفه
هیچ تغییری تو برنامه اعزام به خدمت نمی ده . شما که شانس اوردین پیش
دانشگاهی رفتین و اومدین دانشگاه که هیچ . اما اون بیچاره هایی که بعد از
دیپلم ادامه ندادن. یه سال بیکاری که .....
تا بعد!