رئیس؛ افراد را وادار به کار می کند.
مدیر؛ به افراد در کار الهام می بخشد.

---

رئیس؛ وابسته به قدرت است.
مدیر؛ به حسن نیت تکیه دارد.

---

رئیس؛ ترس را اشاعه می دهد.
مدیر؛ حسن اعتماد را می پروراند.

---

رئیس؛ می گوید من.
مدیر؛ می گوید ما.

---

رئیس؛ خطاکار را نشان می دهد.
مدیر؛ اشتباه را نشان می دهد.

---

رئیس؛ می گوید کار باید انجام شود.
مدیر؛ می گوید کار چگونه باید انجام شود.

---

رئیس؛ توقع احترام دارد.
مدیر؛ احترام را برمی انگیزد.

---

رئیس؛ افراد را منفعل می خواهد.
مدیر؛ افراد را فعال و منتقد می خواهد.

---

رئیس، افراد را کم درک و نابالغ می داند.
مدیر؛ افراد را فهیم و بالغ می داند.

---

رئیس؛ با افراد دستوری و گفتاری برخورد می کند.
مدیر؛ با افرادحمایتی و تفویضی برخورد می کند.

---

رئیس؛ حرف، حرف من است و هر چه بخواهم انجام می دهم.
مدیر؛ حرف، حرف شماست و ما بر طبق نظر شما عمل می کنیم.

---

رئیس؛ اگر من مسئول هستم،خودم می دانم که چه کنم.
مدیر؛ همه مسئول هستیم، اما پاسخگوئی با من است.

---

رئیس؛ کارکنان را در مقابل خود مشاهده می کند.
مدیر؛ کارکنان را در کنار خود احساس می کند.

---

رئیس؛ فرمان می دهد و خواستار قاطعیت در اجرای فرامین است.
مدیر؛ تشویق و ترغیب می کند و خواستار مشارکت کارکنان است.

---

رئیس؛ با زورگوئی اعمال قدرت می کند.
مدیر؛ در فضایی صمیمی فرماندهی می کند.