رازهای برندینگ BMW

رازهای برندینگ BMW

شیوه برندینگ بی ام دبلیو و راهی را که از ابتدای تاسیس در بازاریابی پیموده است در قالب یک گفت و گو با پرویز درگی، مدرس و نویسنده ارشد بازاریابی و برندینگ مطرح کرده ایم که در ادامه می خوانید:

1- در میان برندهای معتبر جهان، برند بی ام دبلیو شاید اصلی ترین برندی باشد که روی موقعیت اجتماعی تاکید می کند. به این معنا که صاحبان ماشین های بی ام دبلیو، تنها از یک ماشین خوب استفاده نمی کنند، بلکه موقعیت اقتصادی و حتی اجتماعی خود را در برخی از جوامع، معرفی می کنند. به نظر شما این رویکرد، از خلال برنامه های بازاریابی این شرکت، چگونه در پیش رگفته شده است یا به بیانی دیگر، بی ام دبلیو از چه پارامترهایی در برنامه برندینگ و بازاریابی خود استفاده کرده است تا چنین احساسی را از نشان تجاری خود در ذهن مشتری برانگیزاند؟

- البته سوالی را که پرسیدید، نمیتوان تنها به بی ام دبلیو منحصر کرد و دیگر برندهای لوکس جهان نیز چنین تلاشی را همواره سرلوحه برنامه های بازاریابی خود قرار داده اند. به طور کلی مشتریان این برندها که بی ام دبلیو یکی از شاخص ترین آنهاست، اغلب از توانایی مالی بالایی برخوردار هستند و برای این دسته از مصرف کنندگان موقعیت اجتماعی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

این گروه از مخاطبین، شخصیت اجتماعی خود را از طریق کلکسیون برندهایی که در اختیار دارند، می سازند. مثلا بی ام دبلیو معروف است به برندی که برای صاحب خود، احترام می آورد. با در نظر گرفتن مطالبی که عنوان کردم، مسئولین و مدیران بازاریابی برندی مانند بی ام دبلیو چاره ای ندارند جز اینکه روی ساختن تصویر اجتماعی مالکین خودروی خود مانور زیادی دهند. 

تحقیقات نشان می دهند که خودروهای اس یووی در ساختن شخصیت اجتماعی مالکان خود بهتر عمل می کنند و افرادی که می خواهند تصویر اجتماعی و اقتصادی دلپذیرتری از خود نشان دهند، بیشتر به دنبال خودروهای اس یووی مثل بی ام دبلیو 3X هستند.

بنابراین وارد شدن به بازار خودروهای اس یووی یکی از استراتژی های بازاریابی بی ام دبلیو بود که توانست در جایگاه سازی برای این برند بسیار موفق واقع شود. بی ام دبلیو برای ایجاد تصویر اجتماعی جدیدی از خود به سراغ آژانس تبلیغاتی شناخته شده ای به نام فالون ورلدواید (Fallon Worldwide) رفت و از آنها خواست تا فیلمی را برای ارتقای بازاریابی اش بسازند.

این تلاش بی ام دبلیو برای حرکت به سمت بازاریابی روایتی در میان سایر برندها هم به چشم می خورد. استفاده از روایت (narrative) و هنر داستان گویی برای مخاطبین، تاثیر زیادی روی آنها خواهد داشت زیرا انسان ها همواره به داستان ها و روایت ها عکس العمل مثبت نشان داده اند.

نتیجه همکاری بی ام دبلیو و فالون ورلدواید ساختن فیلم The Hire و راه اندازی سایت BMW Films.com بود. فیلم مذکور که شامل 5 فیلم کوتاه است اولین تجربه از نوع خود محسوب می شود زیرا تاکنون فیلمی تبلیغاتی با چنین بودجه ای هنگفت ساخته نشده بود.

بسیاری از کارشناسان بازاریابی و تبلیغات معتقدند این فیلم تبلیغاتی مهر تاییدی بر پایان یافتن تبلیغات سنتی و دریچه ای به عصر جدید تبلیغات است. الویس میچل (Elvis Mitchell) منتقد روزنامه نیویورک تایمز درباره این تجربه شگفت انگیز می گوید: «این فیلم پیوند تجارت و خلاقیت است که یک روی آن به سمت هنر و روی دیگر آن به سوی تجارت است.» هدف گرفتن مشتریانی که ساختن تصویر اجتماعی از طریق خودرو برایشان اهمیت دارد، تولید خودروهای اس یووی که در ساختن تصویر اجتماعی و احساس برتری اجتماعی و اقتصادی موفق تر از سایر خودروها هستند و استفاده از روایت ها برای نقل این احساس از اقدامات بازاریابی این خودروساز بزرگ بوده است. روح ابتکار و نوآوری در رگ و پی این برند به خوبی جریان دارد و رهبری بی ام دبلیو همواره نوآوری را در سرلوحه کار قرار داده است. رعایت پارادایم های زیست محیطی و طراحی خودروهای دوستدار محیط زیست یا فناوری سبز نیز عاملی دیگر در کامیابی این برند مطرح است. خودروهای هیدروژن سوز بی ام دبلیو موجب تحسین طرفداران محیط زیست شده اند. تکلیف بی ام دبلیو به خوبی با خود روشن است، آن هم به این دلیل که روی بخش خاصی از بازار تمرکز دارد و از همان اول سراغ تولید برخی محصولات نمی رود.

2- بی ام دبلیو، جزو معدود برندهایی است که نام اصلی کارخانه و نام محصولات آن، یکی است و حتی مانند تویوتا یا هوندا هم عمل نمی کند که نام محصولات دیگر خود در کلاس های متمایز را مثلا لکسوس یا آکورا بگذارد. این رویکرد، ناشی از کدام استراتژی در برندینگ و بازاریابی بی ام دبلیو است؟

بسیاری از بزرگان بازاریابی و برندینگ معتقدند که دومین مرحله ساختن یک برند قوی، نامگذاری برند است. به عبارتی پس از اینکه چشم انداز و اهداف کلی برند در مرحله اول تعیین شدند، در مرحله دوم باید استراتژی نامگذاری کارآمدی را اتخاذ کرد. به طور کلی سه استراتژی نامگذاری وجود دارد. البته باید اشاره کنم که در کتاب های متعدد، تقسیم بندی های گوناگونی برای استراتژی های نامگذاری صورت گرفته اما به طور کلی این سه استراتژی نامگذاری در میان برندهای بزرگ به چشم می خورد: 1- برندینگ چتری با استفاده از یک نام خانوادگی: در این مورد اسم یکسانی برای تمام محصولات استفاده می شود. 2- استفاده ازاسامی مختلف برای برندهای مختلف: مثلا پراکتر اند گمبل محصولات متنوعی را با اسامی جداگانه به بازار عرضه می کند. 3- نامگذاری ترکیبی: که نام محصول، ترکیبی از یک اسم واحد (اسم شرکت) و اسم برند است. همانطور که اشاره کردید بی ام دبلیو برای تمام محصولات خود، از اسم شرکت استفاده می کند و سعی می کند مدل ها را در سری های مختلف بگنجاند.

البته این خودروساز، از استراتژی دوم هم استفاده می کند، یعنی اجازه داد مدل مینی پس از اینکه مالکیتش به بی ام دبلیو اختصاص یافت، با همان نام قبلی به کار خود ادامه دهد. استفاده از یک نام واحد برای مدل های مختلف و ارائه آنها در سری های مختلف زاییده این تفکر است که محصولات و به تبع آن مجموعه بی ام دبلیو از یکپارچگی و انسجام بالای برخوردار است و نام بی ام دبلیو آنقدر شناخته شده و قابل اطمینان است که نیازی نیست با اسامی جدید وارد بازارهای جدید شود.

3- برخلاف سایر کمپانی هایی که صنعت خودروسازی آلمان را نمایندگی می کنند، مثل بنز، فولکس واگن و آئودی که هویت خود را مطابق کشور سازنده ایجاد کرده اند، بی ام دبلیو در جست و جوی هویتی جهانی است که چندان در قید و بند فرهنگ بومی کشور سازنده نباشد. این رویکرد، از چه رو اتخاذ شده و چه استراتژی های بازاریابی و برندینگی، آن را حرکت می دهند؟

- بی ام دبلیو کوتاه شده معادل عبارت آلمانی «صنایع موتوری باواریا» است. بی ام دبلیو کارخانه های رولز رویس، مینی و کارخانه موتورسیکلت سازی هاسکوارنا را نیز در مالکیت خود دارد، برند روور هم تا همین اواخر متعلق به بی ام دبلیو بود اما به دلیل زیاندهی به فروش رفت. طبق آمار سال 2010، گروه بی ام دبلیو 1481253 دستگاه خودرو و 112271 دستگاه موتورسیکلت تولید کرده است.

لوگوی آبی و سفید این برند برگرفته از پرچم ایالت باواریا است. این مقدمه را از این رو ذکر کردم که بدانیم زادگاه بی ام دبلیو تاثیر فراوانی حتی در شکل لوگوی این برند داشته است اما با صحبت شما موافقم که این برند بیشتر به دنبال یافتن هویتی جهانی برای خود است.

رقابت چندین خودروساز مطرح در آلمان باعث شده که آنها همواره چشم به بازار سایر کشورها داشته باشند. اما در این میان بی ام دبلیو خیلی هوشمندانه تر از رقبایش عمل کرده و استراتژی جهانی موفقی را اتخاذ کرده است. پروفسور روهیت دشپاندی از اساتید مطرح بازاریابی دانشگاه هاروارد در فیلمی به تفصیل درباره استراتژی های تاثیرگذار برای ساختن یک برند جهانی موفق صحبت می کند.

این استاد برجسته معتقد است برندهایی که می خواهند جهانی شوند باید از «پاردوکس مکانی» بپرهیزند. پاراوکس مکانی یعنی اینکه مثلا یک آمریکایی می داند که بی ام دبلیو خودروهای بسیار خوبی می سازد و برند موفقی است اما حاضر نیست آن را بخرد. چرا؟ چون برندی آلمانی است و او حس خوبی نسبت به آلمان ندارد. بی ام دبلیو برای اینکه از پارادوکس مکانی جلوگیری کند، زیاد روی هویت آلمانی خود پافشاری نمی کند و فعالیت در سطح بین المللی را در سرلوحه برنامه های بازاریابی و برندینگ خود قرار داده است.

4- کارخانه موتورسازی باواریا یا همان بی ام دبلیو در مدل های مختلف خودرو اعم از سدان، اس یووی و اسپورت وارد شده است. هر کدام از محصولات، با رویکرد بازاریابی بی ام دبلیو چگونه هم خوان شده اند؟ به طور مثال، می توان به مدل X6 اشاره کرد که بین سوپرسدان بودن و اس یووی معلق است.

- بی ام دبلیو اهمیت وافری برای موضوع طراحی قائل است و به همین دلیل تاسیسات بزرگی در آمریکا را به همین امر اختصاص داده است. در سال 2002 نیز در طراحی خود تغییراتی اساسی اعمال کرد که به گمان برخی، انقلاب طراحی در خودروهای بی ام دبلیو بود. شاید به واسطه همین اقدامات بود که بی ام دبلیو به انتخاب مجله فوربس به عنوان خشونام ترین برند خودرویی در دنیا انتخاب شد. خوشبختانه یکی از طراحان این شرکت که عضو استودیوی طراحی بی ام دبلیو نیز می باشد، آقای نادر فقیه زاده از هموطنان ایرانی است. نادر فقیه زاده در سال 2004 طرح CONCEPT سری 7 بی ام دبلیو را ارائه داد و در سال 2005، طراح رسمی بی ام دبلیو در استودیوی طراحی این شرکت شد. وی همچنین برنده مسابقه طراحی سری 7 است.

 

در بی ام دبلیو هر کلاس خودرویی یک شخصیت خاص دارد. برای مثال، مدل Z4، دینامیک، جوان پسند و با تنش بسیار زیاد در طراحی بدنه همراه بود و مدل سری 7 مانند مجسمه ای هنری، با ابهت تر و مستحکم تر شد.

طراحی به عنوان حلقه واسط فناوری و اقتصاد به شمار می رود و روند طراحی در بی ام دبلیو به طور کلی متشکل از سه مرحله درک، باور و مشاهده است. مرحله اول، 5 سال پیش از تولید خودرو شکل می گیرد و شامل استراتژی، هدف و افکار طراحان با تلفیق فناوری است. در گذشته ای نه چندان دور، خودروهای کلاس های متفاوت بی ام دبلیو بسیار شبیه به هم بودند و حوزه ها، هویت نداشتند.

مثلا، تفاوت بین سری های 3، 5 و 7 آنچنان چشمگیر نبود که بیننده بتواند به راحتی متوجه آن شود. در سال های اخیر که کلاس های خودروی بی ام دبلیو گسترش پیدا کرده اند، تصمیم گرفته شد که هر کلاس، شخصیت و هویت خاص خود را داشته باشد. جالب اینجاست که مرکز طراحی بی ام دبلیو، بر این باور است که در این روند، هیچ دستگاه یا نرم افزاری نمی تواند جایگزین کار دست شده و حس هنرمندانه طراح را به واقعیت تبدیل کند. به همین علت، هنوز بر انجام این روش تکیه می شود و این خودروساز هر از چندگاهی مسابقه عمومی طراحی خودرو نیز برگزار می کند. مرحله دوم، مرحله ای است که طراح نسبت به ایده اولیه اعتقاد پیدا می کند و مرحله سوم در واقع، مرحله مونتاژ طرح اولیه است.

منبع: مجله خلاقیت

نقش هیجان در ساخت برند


نقش هیجان در ساخت برند


TMBA: شرکت مشاوره‌ای بین‌المللی مکنزی می‌گوید، ایجاد "هیجان" برای مشتری به جای "رضایت" باید هدف کلیدی بازاریابها باشد.

در گزارش جدیدی این شرکت مشاوره‌ای مدعی شده است که رضایت برای حفظ وفاداری مصرف کننده به کالا یا خدمت ضروری است اما هیجان برای جذب مشتریان جدید و یا تشویق خریداران برای خرید اضافه، لازم است.

این مطالعه هیجان مشتری را به صورت، "احساس تجربه‌ای غیرمنتظره و مثبت" تعریف می‌کند؛ و می‌گوید: شرکتهایی که می‌خواهند مشتریانی برای درازمدت به دست آورند باید مشتریان را شگفت زده، هیجانزده و فریفته کنند.

هیجان مشتری ارزش آنی ایجاد می‌کند زیرا مشتریان را وامی‌دارد که در مورد محصولات صحبت کنند و تمایل آنها به خرید و پرداخت بهای بالاتر و ... افزایش یابد. لازم است تا متخصصان بازاریابی این تمایل را درک کنند و با هدایت این رویدادهای اتفاقی فرضی، روندی برای تولید نظامند هیجانها ترتیب دهند.

مکنزی مدعی است که انتخاب تکنیکهای درست تحقیقات بازار بخش ضروری در این استراتژی است.

این گزارش می‌گوید:که هیجانهای مشتری، همیشه در نقاط بیرونی‌تر رخ می‌دهد و در اندازه‌گیریهای کمّی استاندارد مشخص نمی‌شوند. بنابراین توصیه می‌شود از تکنیکهای نوین و مقیاسهایی که ردیابی و ارزیابی احساسات را امکانپذیر می‌سازد مانند جمع‌آوری احساسات از طریق رسانه‌های اجتماعی، استفاده شود.

یک مطالعه موردی که مکنزی به عنوان شاهدی بر دیدگاه خود ارائه داد فیات است که در سال 2007 کمپین موفقی با عنوان "بیگ بنگ" برای فیات مدل 500 خود راه‌اندازی کرد این کمپین موج عظیمی از احساسات مشتری را برانگیخت. در نتیجه اتومیبل‌ساز ایتالیایی توانست بیش از 30 درصد بیشتر از رقبای فیات 500 در همان مقوله فروش کند.

شرکت Tipp-Ex تولیدکننده‌ی چسبهای غلط‌گیر و محصولات دیگر نیز با انتشار ویدئویی با عنوان "شکارچی و خرس"، بینندگان را به شدت به هیجان آورد . این ویدئو بلافاصله پس از انتشار 10 میلیون بازدیدکننده را جذب کرد و دهان به دهان در رسانه های اجتماعی، وبلاگها و تالارهای گفتگوی آنلاین پخش شد.

مرگ برندها در ایران

مرگ برندها در ایران
 
«برندکشی» در ایران جان گرفت. برندهای ایرانی در حالی که می توانستند هر کدام سفیر ایرانیان در اقصی نقاط دنیا باشند، به نوبت در صف «مرگ» قرار گرفته اند تا دیگر به جز نام و نشان و خاطره یی در آلبوم صنعت کشور و حتی دنیا چیز دیگری به یادگار نگذارند. ده ها نام به جا مانده از انقلاب صنعتی ایران همچون «ارج»، «آزمایش»، «نساجی مازندران»، «پارس الکتریک»، «هپکو»، «کفش ملی» و... هر کدام حکایت از مردانی دارد که آجر به آجر ساختمان های جاده مخصوص کرج را روی هم گذاشتند و بزرگ ترین اتوبان صنعتی کشور را ساختند. اینک این اتوبان به جای آنکه به میراث فرهنگی صنعت کشور تبدیل شود، یک به یک توسط سازمان های مختلف خریداری می شود تا شاید به صورت پارکینگی برای خودروسازان درآید یا اینکه با تغییر کاربری به مجتمع های مسکونی تبدیل شود. سید جعفر امینی، مدیرعامل سابق پارس الکتریک، دلیل مرگ برندها در ایران را فقدان سازمان میراث فرهنگی صنعت کشور می داند و می گوید اگر می دانستیم برندها چه هویتی برای ما رقم می زنند، چنین ساده نظاره گر مرگ آنها نبودیم. تابوت برندهای ایرانی در حالی یک به یک از جلوی چشم دولتمردان به گورستان برده می شود که کشورهای دیگر برندسازی را در دستور کار خود قرار داده اند.

ادامه نوشته

اسم شركت هاي مهم كامپيوتري چگونه انتخاب شده ؟


Apple  

ميوه مورد علاقه استيو جابز مؤسس و بنيانگذار شركت اپل، سيب بود و بنابراين اسم شركتش را نيز اپل (به معني سيب ) گذاشت. 
 Adobe  
اسم رودخانه اي كه از پشت منزل مؤسس آن، جان وارناك، عبور مي‌كند. 
 
Google
گوگل در رياضي نام عدد بزرگي است كه تشكيل شده است از عدد يك با صد تا صفر جلوي آن. مؤسسين سايت و موتور جستجوي گوگل به شوخي ادعا مي‌كنند كه اين موتور جستجو مي‌تواند اين تعداد اطلاعات (يعني يك گوگل اطلاعات ) را مورد پردازش قرار دهد .


 Cisco  
مخفف شده كلمه سان فرانسيسكو است كه يكي از بزرگترين شهرهاي امريكا است. 

ادامه نوشته

فقدان دانش حرفه ای برند سازی در کشور

خلاصه پرونده "برند" در ایران سابقه چندانی ندارد تا جائیکه این حوزه فعلا در دستان تحصیل کرده های رشته بازاریابی محصور است بدون این که نقدی بر آن حادث شود که چرا هنوز هم برند به عنوان مهمترین اصل مدیریت عرضه و تقاضا نتوانسته به عنوان یک رشته مستقل دانشگاهی و یا تجاری به رسمیت شناخته شود.
ادامه نوشته

برند سازی ، تشریفات  یا ضرورت


ادامه نوشته

ساخت برند بهتر


شرکت‌های غول پیکر می‌دانند که برند آنها به اندازه یک دنیا می‌ارزد و مساله اصلی در بازاریابی داشتن جایگاهی ابدی و تمرکز بر آن است.


ادامه نوشته

نقش برندها در استحكام رابطه ميان مصرف كننده و برند

بر اساس تعریف کاتلر (۲۰۰۰) برندها اساساً تعهد فروشنده در به انجام رساندن مجموعه خاصی از مزایا، ویژگی‌ها و خدمات به خریداران است که سمبل پیچیده‌ای است و معانی مختلفی را در برمی‌‌گیرد. به طور خلاصه، معانی خاصی که برند به مصرف کننده می‌دهد، باعث می‌گردد ادراکات و تجارب او از محصول تغییر کند. به این سبب است که بسته به هویت یا ویژگی‌هایی که به برند منتسب می‌شود، به صورت‌هایی مختلف از سوی افراد یا سازمان‌‌ها ارزیابی می‌شود. فایده کلی که مصرف کننده با استفاده و مصرف برندی خاص دریافت می‌کند، مزیت‌های کارکردی و نمادین است که در ادبیات تجربی و تئوریکی بر این دو نوع مطلوبیت، تاکید شده است.

ادامه نوشته

مروري بر روشهاي ارزيابي برند در دنيا

مبانی علمی طرح
در این بخش مدل های معتبر علمی که در سطح جهان از روایی و مقبولیت برخوردار هستند و پایه های تدوین مدل بکار گرفته شده در این طرح می باشند، در حد حوصله این گزارش تشریح شده اند.


1 - ارزش ويژه برند از دیدگاه مصرف‌كنندگان – نظريه آكر
بنا به نظر پروفسور دیوید آکر، ارزش ویژۀ برند ریشه در 4 رکن آورده شده در این مدل دارد:

ادامه نوشته

مدیریت چینی برترین مزیت


مدیریت چینی برترین مزیت


مولف / مترجم : نوشین دیانتی

منابع : ویستا / سایت حسابداری ایران (http://www.hesabdari-iran.com)


اگر از جک پرکوفسکی بپرسید چرا این همه کارخانه با مالکیت خارجی در چین و در کناره ساحل متمرکز شده‏اند، همراه با سایر تحلیلگران تصدیق می‏کند که این پدیده کاملا به دلیل امکانات پشتیبانی و تدارکاتی اتفاق افتاده است. با این حال، تصور نکنید این دلیل کوچکترین ارتباطی با محصول، ماشین‏آلات یا مواد اولیه دارد.

این تحلیلگر مسائل چین توضیح می‏دهد که محل قرار گرفتن امکانات از گذشته توسط کارایی کارآفرینان مهاجر رقم زده می‏شد: سهولت دریافت و ارسال.
به گفته پرکوفسکی این مسئله دقیقا یکی از جنبه‏های شکاف مدیریتی چین است. پرکوفسکی موسس و مدیرعامل آسیمکوتکنولوجیز در پکن، یکی از موفقترین تولیدکنندگان و تجار خارجی در چین است.

حضور پرکوفسکی در چین به سال ۱۹۹۰ بازمی‏گردد، زمانی که او شغل بیست ساله خود در حوزه سرمایه‏گذاری و بانکداری را در پاین وبر رها کرد تا به فرصت‏های آسیا دست یابد. تحقیقات او در سال ۱۹۹۴ به تاسیس آسیمکو تکنولوجیز در پکن منجر شد. این شرکت یکی از نخستین شرکت‏های جهانی سازنده قطعات اتومبیل است که در چین تاسیس شده است. آسیمکو در حال حاضر ۱۸ کارخانه در سراسر چین واقع در ۹ استان و ۳ کارخانه دیگر در امریکا دارد.

پرکوفسکی با اظهار تعجب گفت: اگر بعضی کارخانه‏ها از مشکلات پشتیبانی و تدارکاتی در مضیقه هستند مسائل آنها هیچ ربطی به کارایی مدیران خارجی‏شان ندارد؛ ما چنین مدیرانی نداریم. اغلب کارخانه‏های ما داخل کشور واقع شده‏اند و هنگامی که تدارکات برای داخل مشکل‏ساز شود این کارخانه‏ها به سودآوری کم هزینه خود ادامه می‏دهند.

نصیحت او به ماجراجویان جدید این است: اگر می‏خواهید حداقل هزینه کلی استراتژیک را حفظ کنید باید به مناطق داخلی بیش از کناره ساحلی توجه نشان دهید. او ادامه داد: آسیمکو در سال ۱۹۹۷ رسما سیاست استخدام مدیران چینی متولد این کشور را در پیش گرفت. پرکوفسکی اظهار کرد: اهمیت سیاست به کارگیری مدیر محلی خوب و قوی این است که تازه‏واردان به حوزه صنعت به خوبی و به طور کامل توجیه می‏شوند. اینجا در چین مدیریت کاملا جدیست. در کسب و کار غربی مدیریت به عنوان یک علم تاریخی طولانی دارد. اما این موج تا اوایل دهه ۹۰ میلادی به چین نرسیده بود.

محلی کردن مدیریت در چین هم بسیار سخت و هم بسیار ضروریست که البته دلایل گوناگونی دارد. یکی از این عوامل مزیتی است که مدیریت محلی به عنوان اهرم قدرت و با تسلط فرهنگ چین بر هزینه‏ها دارد. او به عنوان شاهد مثالی از یک مدیر آمریکایی می‏آورد که می‏گفته هتل لوکس در پکن با هزینه اقامت هر شب ۳۰ دلار چقدر مقرون به صرفه است. با این حال یک مدیر چینی در هتلی نزدیک به آن و با نصف آن قیمت کاملا احساس رضایت می‏کند.

پرکوفسکی تاکید می‏کند که مثال هتل او نشان می‏دهد چرا مدیران محلی چین ممکن است تاثیر مهمی در کاهش حداقل هزینه مدیریت یک شرکت داشته باشند. او گفت: به همین دلیل است که دو کارخانه متفاوت که محصول مشابهی تولید می‏کنند ممکن است هزینه‏های ساختاری کاملا متفاوتی داشته باشند.

همچنین مدیران محلی مزایایی در تاثیر متقابل با زیرساخت‏های قانونی دارند. پرکوفسکی در این باره گفت: مدیران چینی معمولا مهارتی شهودی در درک سیستم قانونی کشور خود دارند. معمولا مدیر آمریکایی در چین سعی می‏کند اختلافات قانونی را به روشی که در آمریکا دارد از طریق قرارداد یا وکیل رفع کند. اما مدیر چینی، بدون شک و تردید، می‏داند باید به کدام مقام دولتی مراجعه کند تا مشکل حل شود.

یکی دیگر از مسائل گمراه‏کننده این است که با این که چین به داشتن برنامه‏ریزی قدرتمند مرکزی شهرت دارد، دولت این کشور عملکردی کاملا تمرکززدایانه دارد. پرکوفسکی به ضرب‏المثلی چینی اشاره می‏کند و می‏گوید: کوه‏ها بلند هستند و امپراتور از ما خیلی دور است.

با این حال پرکوفسکی بر اهمیت مقامات رسمی و دولتی تاکید می‏کند. او در این باره گفت: به همین دلیل است که همه کارخانه‏های ما در چین توسط مدیرانی از سرزمین اصلی اداره می‏شوند، مدیرانی حرفه‏ای که تجربه قبلی در اداره شرکت‏های چندملیتی داشته‏اند. ما این مدیران را از طریق شکار مغزها، آگهی‏های روزنامه و اینترنت، توصیه اشخاص و سفارش پیدا می‏کنیم. ما همچنین برنامه توسعه مدیریتی راه‏اندازی کرده‏ایم که به داخل سازمان‏ها نفوذ می‏کند و نامزدهایی برای مدیریت پیدا می‏کند.

پرکوفسکی قبول دارد که مبارزه‏ای برای ایجاد درجه‏ای از اعتماد میان فرهنگ‏ها وجود دارد اما او استدلال می‏کند اعتماد مشکل اصلی شهروندان خارجی است؛ اکثر آنها در چین قرارداد سه ساله دارند. در مجموع پرکوفسکی عقیده دارد در چین هر کاری ممکن است، اما هیچ کاری آسان نیست.

نام تجاری


نام تجاري، دارايي شركت است كه باعث افزوده شدن ارزش محصول نهايي مي شود. يك استراتژي نام تجاري قوي براي سهامداران ارزش ايجاد و همچنين نخبگان را به كار جذب مي كند. اما از آنجا كه يك الگوي استاندارد براي محاسبه ارزش نام تجاري وجود ندارد، درك ميزان ارزش آن مشكل است.

دو اتومبيل را در نظر بگيريد كه در خط توليد يك كارخانه اروپايي توليد مي شوند. اين دو خودرو داراي شكل يكسان و مشابه هستند و روي يك شاسي مشابه سوار شده اند. تنها فرق موجود ميان آن دو، نام آنهاست. يكي از آنها نامش فيات و ديگري نامش تويوتا كرولا است. بدون درنظر گرفتن كليه موارد مشابه ميان اين دو خودرو، تويوتا گرانتر از فيات به فروش مــــــي رسد. چرا؟ براي اينكه مصرف كنندگان اروپايي به نام تجاري تويوتا اعتماد دارند و حتي حاضرند جهت دريافت آن مبلغ اضافي هم بپردازند.

ايا اين سناريو، يك اتفاق نادر است؟ امروزه مصرف كنندگان از فروشگاههايي خريد مي كنند كه همه اجناس، از خودرو و رايانه گرفته تا غذاهاي حاضري و بطري هاي آب در آنها عرضه شوند. مواجه شدن با انبوه فراواني از محصولات كه به لحاظ كيفيت و شكل يكسان هستند، تصميم خريد مصرف كنندگان را بدون توجه به خصوصيات آنها به نام تجاري محصولات سوق مي دهد. در حقيقت، نامهاي تجاري آنقدر در تصميم گيريهاي خريد مصرف كننده داراي اهميت شده اند كه به عنوان دارايي شركت (سازمان) و دارايي اصلي ياد مي شود.

نام تجاري كوكاكولا داراي ارزشي بالغ بر 84 ميليارد دلار است، كه طبق اظهار يك شركت مشاوره جهاني در زمينه نامهاي تجاري مستقر در نيويورك، اين ميزان سهم بزرگ 59 درصدي سرمايه ها بازار شركت كوكاكولا را تشكيل مي دهد.

جواناسدون رئيس بخش ارزش گذاري نام تجاري مي گويد: روز به روز بيشتر مشخص مي شود كه نام تجاري به عنوان يك دارايي مثل ساير داراييها، براي شركت محسوب مي گردد، در هر زماني كه به طور صحيح در آن سرمايه گذاري شود، باعث افزايش ارزش محصول نهايي مي گردد.

ديويد ردهيل، مدير اجرايي ارتباطات جهاني در موسسه لاندورسان واقع در فرانسيسكو اعلام مي دارد كه نامهاي تجاري در گذشته در ترازنامه ها نمي آمدند و مديران اين اطلاعات را قبلاً در حوزه خود نداشته اند. وي همچنين مي گويد، وقتي شما نامهاي تجاري نظير كوكاكولا را مي بينيد كه از ارزش بيشتري نسبت به ساير دارائيهاي سرمايه اي شركت برخوردار هستند، متوجه خواهيد شد كه حتماً بايد چيز مهمي باشد كه مديران سازمانها به آن ارزش مي گذارند.

فراتر از عنوان
احتمالاً شما با يك نگاه سطحي، در مـــــي يابيد كه چه عاملي نام تجاري را به لحاظ كليه جنبه ها توسعه خواهد داد. در اول صبح، وقتي مي خواهيد براي دويدن بيرون برويد، كفش ورزشي نايك به پا مي كنيد. وقتي به خانه برمي گرديد، دوش مي گيريد و لباس يا يك مارك معروف را به تن مي كنيد. با خودرو مدل بالاي خود كه مارك معروفي دارد، به اداره مي رويد.

s شما اين محصولات را به صورت اتفاقي انتخاب نكرده ايد براي اينكه آنها نيازهاي اوليه شما را براي لباس (پوشاك) و حمل و نقل (جابجايي) برآورده مي كنند. همچنين نام تجاري آنها يك كيفيت مطمئن را به شما وعده مي دهد، به شكلــــــي كه شما به آن اعتماد مي كنيد.

اما جداي از اين درك مبهم از تاثير نامهاي تجاري بر تصميمات مصرف كنندگان، ممكن است تعريف دقيقي از نام تجاري و يا شناخت اجزاء متفاوت (متنوع) آن نداشته باشيد كه در شناخت نام تجاري كمك كند. نام تجاري شامل شهرت محصول، وعده هاي شركت به مصرف كنندگان و ارزشهايي است كه شركت نمايندگي آن را برعهده دارد.

يك نـــــام تجاري قوي حداقل به مصرف كنندگان مي گويد كه چه انتظاري از يك محصول مي توانند داشته باشند. براي مثال، نام تجاري مك دونالد كيفيت هميشگي و پايدار را به همراه دارد. همچنين اكثر نامهاي تجاري مصرف كنندگان را به انتخاب محصولات برپايه شخصيت مطمئن و يا خصوصيات زندگي سوق مي دهد. در اين خصوص فكر كنيد كه: نام تجاري مارلبورو دلالت بر فردگرايي مطلق دارد و يا نايك فلسفـــه فقط اين را انجام بده را خاطرنشان مي سازد.

تشخيص اين امر مهم است كه بدانيم نامهاي تجــــاري صرفاً يك اسم خاص و بسته بندي محصول نيستند. نامهاي تجاري انحصاراً از طريق تبليغات جذاب يا استراتژي بازاريابي هوشمند توسعه نمي يابند.

ردهيل مي گويد: نام تجاري فقط يك عنوان چاپ شده نيست، شما نمي توانيد يك محصول يا خدمت يا يك سازمان را در قالب يك رنگ جديد ارائه كنيد و از مردم انتظار داشته باشيد كه هر نوع تغييري را بپذيرند. درك مشتري از نام تجاري به تاثير كليه جنبه هاي يك واحد تجاري باز مي گردد.

ارزش مالي نام تجاري
نرخ بازگشت مالي يك استراتژي نام تجاري يكپارچه مي تواند فوق العاده باشد. نامهاي تجاري براي سهامداران به طرق ذيل ايجاد ارزش مي كنند.

1 - انتخاب مصرف كنندگان را هدايت مي كند: در يك محيط بازار بسيار پيچيده، نامهاي تجاري يك راه ميان بـــــر را در فرآيند تصميم گيري مصرف كننده به وجود مي آورد. در مواجهه با محصولاتي كه به لحاظ كليه جوانب برابر هستند، مصرف كنندگان غالباً برنده هايي را انتخاب مي كنند كـــــه آن را مي شناسند، محترم مي شمارند و تاييد مي كنند. هرچند كه اين موضوع مدتهاست در صنعت محصولات مشتريان مصداق داشته است - بيش از 160 سال است كه در صنعت صابون ايوري اين چنين بوده است - در حال حاضر انتخاب مصرف كننده را در صنايع مختلف مثل خدمات مالي، حمل و نقل، و تجارت الكترونيك هدايت مي كند. مركز مشاوره مديريت مرسر (MMC) اخيراً از مصرف كنندگان پرسيده است كه تمايل دارند با چه نوع شركت كار كنند، مصرف كنندگان پاسخ دادند كه شركتهايي را انتخاب مي كنند كه برند مورد تاييد دارند، به جاي شركتهايي كه تنوع گسترده اي از كليه محصولات را با قيمت پايين به مشتري ارائه مي دهند.

2 - بر وفاداري مشتريان مي افزايد: از آنجا كه مشتريان بيشتر نامهايي را انتخاب مي كنند كه مي شناسند، استنباط مي شود كه وفاداري مشتريان به شركتهايي با برند مورد تاييد، بيشتر است. در نتيجه سود مالي روشني را براي اينگونه شركتها به وجود مي آورد براي اينكه هزينه جذب مشتريان جديد، به طور متوسط 10 تا 20 برابر هزينه حفظ مشتريان موجود است.

3 - ورود به بازار جديد را ممكن مي سازد: شركتهايي با نامهاي تجاري قوي احتمالاً در ورود به بازار جديد به مراتب موفق تر هستند. مرسدس بنز آنقدر در زمينه مهندسي كيفيت قوي است كه وقتي وارد بازار خودروهاي سرعتي و ورزشي شد، خودرو كلاس M آن قادر شد با يك قيمت مناسب بر بازار حكمفرمايي كند، علي رغم اينكه مرسدس بنز قبلاً اصلاً وسايل نقليه ورزشي توليد نمي كرد. ديزني نتيجه مشابه همين را داشت زماني كه وارد صنعت سفرهاي تفريحي دريايي شد، نام تجاري شركت آنقدر قوي است كه خط تفريحي ديزني يكي از موفقترينها در اين زمينه شد.

4 - افزايش قيمت محصول را امكان پذير مــــي سازد: شركتهايي با نام تجاري قوي اغلب مي توانند قيمتهاي بيشتري براي كالاهاي خود درخواست كنند. تويوتا خودروهاي خود را با قيمت بيشتر از قيمت خودروهاي ژئو(GEO) مي فروشد. برعكس، يك برند ضعيف براي رقابت بايد قيمتهاي پايين ارائه دهد. ديويد روبرت معاون اول استراتژي بازار در شيكاگو مي گويد يكي از دلايلي كه نيسان ضرر داد (در سالهاي اخير) اينست كه شركت نيسان تقريباً 1000 دلار در هر خودرو به خاطر ضعيف شدن برند از دست داد. وي مـي افزايد: اين چيزي است كه رئيس هيئت مديره نيز پذيرفت.

5 - استخدام كاركنان را افزايش مي دهد: شركتهايي با نام تجاري قوي بهتر مي توانند نخبگان را جذب كنند. در سال 1998 مركز مشاوره مديريت مرسر(MMC) از فارغ التحصيلان كارشناسي ارشد مديريت بازرگاني نظرخواهي كرد كه چه عاملي بر تصميمات استخدامشان تاثير گذاشته است. پاسخ دهندگان به اين نظرخواهي نام تجاري و شهرت شركت را عامل شماره يك تاثيرگذارنده بر انتخابشان دانستند. در واقع نام تجاري شركت حداقل 25 درصد بيشتر از ساير عوامل ديگر نظير حقوق، نوع كار، فرهنگ شركت، فرصتهاي ترفيع و تشويق امتياز كسب كرد.

به دليل بسياري از مزاياي بالقوه يك استراتژي منسجم نام تجاري، نامهاي تجـاري در حال حاضر دوره انتقال را طي مي كنند؛ دوره اي كه به اعتقاد ردهيل، فناوري اطلاعـــات 15 سال پيش طي كرده بود. وي مي گويد:
رايانه ها صرفاً براي خودكارسازي فرايند تجارت مورد استفاده قرار مي گيرند و تصميم گيري فناوري به كاركرد آن واگذار شده است. او گفت: جاي شك نيست كه روزي فناوري، سرمايه گــذاري مهم و پراهميتي را مي طلبد چرا كه تمام جنبه هاي تجارت و بازرگاني را درواقع هدايت خواهد كرد. مديران اجرايي نيز كار تهيه نام تجاري را كاملاً به عهده بخش بازاريابي مي گذارند ولي امروزه، نـــــام گذاري تجاري توجه مديران ارشد را نيز جلب كرده است. ايجاد و حفظ نامهاي تجاري - مثل به كارگرفتن فناوري - به سرمايه گذاري هنگفت و بينش مديران اجرايي نياز دارد.

سرمايه گذاري براي توسعه نام تجاري
جهت درك چگونگي سرمايه گذاري در تهيه نام تجاري، روساي هيئت مديره بايد بدانند كه نيروهاي پيش برنده ارزش نام تجاري سازمانشان كدامند. پيرس مي گويد بين تصور نام تجاري و ارزش نام تجاري تفاوت وجـــــود دارد.وي ادامه مي دهد كه شما مي توانيد تصورهاي مختلفي از نام تجاري داشته باشيــــد اما همه آنها به فروش منجر نمي شوند.

براي مثال، آمريكن اكسپرس دريافـت كــه اگرچـه به عنوان يك شركت بازرگاني بين المللي توانست تاثيـر قوي بر اذهـان مصرف كنندگان در خصوص نام تجاري بگذارد، اما تلاش بخش بازاريابي اين شركت به افزايش درآمد منجر نگرديد. پيرس مي گويدمردم كارتهاي اعتباري آمريكن اكسپرس را مـي خريدند به خاطر اينكه از نظر امنيت جهاني تضمين شده بود. تلاش جهاني شركت امريكن اكسپرس اين بود كه مردم از كارتهاي اعتباري اين شركت استفاده كننـد. امـا مصــرف كنندگان از اين كارتهـا استفـاده نمـي كردند، براي اينكه آنها در نظر داشتند فقط در شرايط ضروري و امنيتي از آن استفاده كنند. با يك تحقيق، شركت آمريكن اكسپرس دريافت كه خدمت به مشتري عامل مهمي است كه به استفاده مصرف كننده از كارت آمريكن اكسپرس به جاي كارتهايي نظير ويزا و ديسكاور منجر مي شد. پيرس مي گويد: با دانستن اينكه خدمت به مشتري چيزي است كه ارزش نام تجاري را بالا مي برد، اين شركت قادر بود سرمايه گذاري بيشتري در تبليغات، روابط عمومي و خدمت گرايي به مشتريان در محيط بازار انجام دهد.

تبليغ يك شكل و طرح جديد براي آمريكن اكسپرس فايده نداشت، اما بازاريابي همه نيازهاي يك شركت نبود تا به توسعه و قوت بخشيدن به نام تجاري منجر شود. آژانس هاي هوايي كشور آمريكا، ميليونها دلار در ايالتهاي جديد سرمايه گذاري كردند در جايي كه خدمت به مشتري نامناسب بود. باوجود اين، شركت هيچ هزينه ديگري براي آموزش كاركنان جهت ياري كردن به تحقق وعده ها انجام نداد. در نتيجه، جايگاه خط هوايي ايالت در صنعت از رتبه سوم به رتبه دهم تنزل كرد. اگر شركت در بخش بازاريابي كمتر و در بخش آموزش بيشتر سرمايه گذاري كرده بود، نام تجاري آن چندان تحت تاثير قرار نمي گرفت.

وقتي كه براي توسعه نام تجاري منابعي تخصيص مي يابد، مديران اجرايي بايد بدانند كه كدام مشخصه نام تجاري، رفتار مشتري را هدايت كرده و در انتهاي فرايند توليد شركت تاثيرگذار است. اگر توسعه شبكه توزيع، خدمات رساني چيزي است مورد نياز براي تقويت نام تجاري است افزايش سرمايه گذاري براي تبليغات هيچ ضرورتي ندارد. براي اينكه نام تجاري موفق باشد زيرساخت سازمان بايد از رسالت آن حمايت كند.

از آنجا كه ارزش نام تجاري از عوامل متعدد تشكيل شده است، كارشناسان نام تجاري معتقدند چيزي كه همه شركتها نياز به سرمايه گذاري در آن دارند، تحقيق است. ربرت مي گويد: جاي تعجب است كه بسياري از شركتها برداشتهاي داخلي سازمان را در مقابل برداشتهاي خارج از سازمان يعني مشتريان و همچنين سهامداران و كاركنان بررسي نمي كنند. شما قبل از اينكه هر كار ديگري انجام دهيد بايد بدانيد كه شكافها و فرصتها كجا وجود دارد.

همچنين كارشناسان معتقدند كه نام تجاري نياز به بازنگري و سرمايه گذاري مجدد دارد. ردهيل مي گويد: شناسايي نام تجاري بايد هر ده سال مورد ارزيابي قرار گيرد. اما امروزه مديريت نام تجاري در حال پيشرفت مداوم است، شما بايد اثربخشي را اندازه گيري كنيد، برداشتها را جستجو كنيد، كالاها و خدمات جديد پيشنهاد دهيد و آن را با استراتژي بازاريابي همراه سازيد. وقتي يك واحد بازرگاني فقط در فناوري نوين، سرمايه گذاري مي كند تا اينكه بتواند رقابتي باقي بماند، اينگونه شركتها بايد دائماً در نامهاي تجاري خود سرمايه گذاري كنند و مطمئن باشند كه اين نامهاي تجاري به يك بازدهي مالي مستمر مي انجامد.

محاسبه ارزش نام تجاري
سوالات ارزشمندي كه براي اكثر روساي هيئت مديره داراي اهميت است، اين است كه چگونه مي توان نرخ بازگشت سرمايه را در خصوص نام تجاري محاسبه كرد؟ و چگونه مي توان ميزان ارزش نام تجاري يك شركت را مشخص ساخت؟
متاسفانه الگوي خاصي براي محاسبه ارزش نام تجاري كه مورد پذيرش اكثريت در ايالات متحده باشد، وجود ندارد. اينتربرند كه اخيراً ارزش معتبرترين نامهاي تجاري جهان را محاسبه كرد، سودآوري اقتصادي نام تجاري براي يك واحد بازرگاني خاص را بــررسي مي كند - روشي كه شبيه به محـــــاسبه ارزش افزوده اقتصادي(EVA) است.
اين فرايند ارزشيابي سه حوزه سودآوري نام تجاري را بررسي مي كند:
1 - درآمدهاي اقتصادي آينده كه يك واحد بازرگاني داراي نام تجاري انتظار تحصيل آن را دارد.
2 - نقش نام تجاري در ايجاد اين درآمدها و
3 - ريسك درآمدهاي مورد انتظار نام تجاري. اينتربرند صورت سود و زيان نام تجاري يك واحد بازرگاني را براي تعيين ارزش دلاري نام تجاري محاسبه مي كند. مركز مشاوره مديريت مرسر در خصوص ارزشيابي نام تجاري و برداشتهاي مشتريان ديدگاه متفاوتي دارد. پيرس توضيح مي دهد كه: ما مي گوييم ارزش نام تجاري (در صورت برابربودن ساير شرايط) به ميزان تقاضا يا سهم بازار يك شركت بستگي دارد. سهم بازار نامتناسب اختلاف سهمي را ايجاد مي كند كه ارزش يك نام تجاري را تشكيل مي دهد.

كارشناسان نام تجاري پيش بيني مي كنند كه در چندسال آينده، واحدهاي بازرگاني ايالات متحده برروي يك الگو جهت محاسبه ارزش نام تجاري توافق خواهند كرد، چون تحليلگران وال استريت علاوه بر توجه به برنامه رشد پنج ساله يك شركت و تجربه عملي تيم مديران ارشد، شروع به درنظر گرفتن ارزش و ميزان سرمايه گذاري شركتها در نام تجاري كرده اند. طبق نشريه فيو چربرند سادون، اين اتفاق در اروپا در حال شكل گيري است.
شركتهاي انگليسي در علم و اطلاع از چگونگي محاسبه ارزش نام تجاري به مراتب جلوتر هستند چرا كه استانداردهاي حسابداري در انگلستان، شركتها را ملزم مي كند تا ارزش نام تجاري را در ترازنامه خود لحاظ كنند. صرف نظر از اينكه آيا نحوه محاسبه ارزش نام تجاري شركت خود را يافته باشيد يا خير، مي توانيد از اين امر مطمئن باشيد كه نام تجاري قوي بر ارزش بازرگاني شركت شما مي افزايد، همچنان كه يك نام تجاري ضعيف از اين ارزش مي كاهد. اگر مدير مالي هستيد كه به سود شركت خود مي انديشد، بايد به فكر ايجاد نام تجاري باشيد. يك نام تجاري قوي مي تواند نام شركت شما را در بازارهاي جديد مطرح سازد.


منبع: WWW.BUSINESS FINANCE.COM

مصاحبه با بیژن bijan


مصاحبه با بیژن bijan

آیا تا به حال به این موضوع اندیشیده اید که انسان های فوق العاده پولدار روی زمین، برای خرید لباس، عطر و لوازم آرایشی به کدام مغازه می روند؟ منظورمان افرادی مانند “ملکه انگلیس” یا “سلطان برونئی” ‌یا “پرنس چارلز” و “بیل گیتس” و امثالهم است! به هر حال شاید تعداد پولدارهای روی زمین بسیار کمتر از انسان های عادی و متوسط باشد اما درمقابل ، قدرت خرید و توان پول خرج کردن این افراد را هم نمی توان نادیده گرفت و اگر کسی بتواند نظر این مشتریان رابه سوی خود جلب کند و سفارشات آنها را بگیرد، مسلما ثروت کلانی را به دست خواهد آورد. ثروتی که می تواند فرد را از همه ثروتمندتر سازد.
بیژن پاکزاد ، یکی از این عرضه کنندگان گران ترین اقلام و سفارشات ، برای پولدارترین ساکنین روی زمین است . او در یک خانواده فوق العاده پولدار درتهران متولد شد. جهت تحصیل به مدرسه پولدارهای سوئیس، یعنی “Le Rosey” رفت و در آنجا با شاهزاده های بزرگ مانند “پرنس ریتر” همکلاسی شد . درحقیقت تعداد زیادی از مشتریانش را بیژن در همان مدرسه سوئیسی شناسایی و شکار کرد. او همانجا دریافت که سلیقه ی آدم های پولدار چگونه است و به چه شکلی می توان نظر آنها را برای خرید و سفارش اجناس به سوی خود جلب کرد.
“بیژن پاکزاد”‌ اکنون درآمد سالانه اش از فروش عطرها و ادکلن های “DNA” بیش از ٣٠٠ میلیون دلار درسال است و صاحب یکی از با شکوه ترین وگران قیمت ترین فروشگاههای نیویورک است که درب این فروشگاه ، فقط به روی مشتریان خاص وبه سفارش آنها باز می شود. بیژن دارای یک هواپیمای جت مخصوصی است . آن دسته از مشتریانی که نمی توانند به فروشگاه او بیایند، او شخصا به نزد ایشان می رود و برای آنها مدل لباس ، تی شرت ، عطر و … طراحی می کند . او یک پول آفرین واقعی است و خیلی از پولدارها و توانگرهای دنیا به داشتن نام او روی عطر خود یا لباس های خویش افتخار می کنند. اجازه دهید تا با بیژن مصاحبه ای داشته باشیم :


http://www.mobin-group.com/image/reg/images/5715untitled3_resize.jpg

راز نیرومندی و جوان ماندن من در این است که هر روز چیز تازه ای یاد می گیرم

- بیژن چه اتفاقی افتاد که تو یکباره تبدیل به یک اسطوره درجهان مد و هنر شدی؟
بیژن : راستش را بخواهید از همان کودکی احساس می کردم فرد مشهوری می شوم . پدرم می خواست من دکتر یا وکیل شوم . رشته تحصیلی ام مهندسی بود که هیچ علاقه ای بدان نداشتم ، همه شوق من به جانب طراحی بود و با علاقه وصف ناپذیری بدان می پرداختم . از سوئیس به آمریکا رفتم و در آنجا در رشته بازاریابی به تحصیل پرداختم و همانجا این فکر در من قوت گرفت که مد اروپا را به آمریکا بکشانم.

- چگونه موفق شدی اعتماد این همه آدم های متفاوت را بسوی خود جلب کنی؟
بیژن : با اهمیت دادن به تک تک مشتریانم . هدف من همیشه شناختن مشتری و توقعات اوبوده است . حتی امروز نیز با اینکه تعداد مشتریان بسیار زیاد شده است من تک تک آنها را می شناسم. به عنوان مثال لباس یک ستاره سینما باید با یک قاضی دادگاه متفاوت باشد، وقتی لباس را برای فردی طراحی می کنم باید بدانم که او درآن لباس چه خواهد کرد. در مورد من جوکی ساخته اند با این مضمون” افراد مانند وودی آلن داخل فروشگاه می شوند ومانند کری گرانت خارج می شوند”

- درچه سالی اولین نمایشگاه مد را برگزار کردی؟
بیژن : در سال ١٩٧٦ با کمک مالی یکی از هموطنانم نمایشگاهی مجلل ترتیب دادم. نمایشگاه دارای میزهایی از سنگ مرمر کمیاب و لوسترهایی گران قیمت بود و افرادی مانند خوان کارلوس پادشاه اسپانیا شاه اردن و سلطان بروئنی را به خود جلب نمود.

- اولین برخورد کارگزاران تو پس از ورود مشتری چگونه است ؟
بیژن : من از آنها خواسته ام قبل از هر پرسشی ابتدا از او پذیرایی بعمل آورند وسپس با او گفت وگو داشته باشند. از علایق و سوابق و اهدافش اطلاع حاصل نمایند و از این طریق بتوانند نوع لباس مورد علاقه اش را طراحی کنند، مثلا هنگامی که رونالد ریگان رییس جمهور سابق آمریکا ازمن لباس گرم خواست ، پارچه جین را با آستری ازپوست مینک برایش طراحی کردم البته گاهی هم اگر افراد قادر به حضور درفروشگاه نباشند من به همراه خیاطان خود به نزد آنان می روم.

- پارچه هایت را از کجا تامین می کنی ؟
بیژن : از تولید کننده های معتبر که قبلا آزمایش شده اند . من ابتدا قبل از سفارش لباسی از پارچه مورد نظر را می پوشم تا کیفیت آن را بررسی کنم و اگر مقبول افتاد تا سه برابر هزینه اصلی را به تولید کننده پرداخت می کنم تا حقوق انحصاری آن کالا را تضمین نماید. این یکی از مشخصه های کار من است و دلیل آنهم اهمیتی است که به کیفیت کالای خود می نهم . شاید در نظر برخی این کارها زیاده روی جلوه کند.

- در مورد عطریات چه توفیقی به دست آورده اید؟
بیژن : سال های زیادی طول کشید تا من عطری را درست کنم که متفاوت باشد، حتی طرح شیشه آن ٨٠٠ بار پیش نویسی شد تا اینکه مورد قبول من واقع شد من عطر زنانه نمی خواستم. مخصوصا که لباس های من همگی مردانه هستند، از همین روبا زنان بسیاری مصاحبه کردم تا بدانم چه بویی رابرای مرد می پسندند و نهایتا موفق شدم در سال ١٩٨٨ عطر مردانه بیژن را تولید کنم که جایزه اسکار نیویورک را برای بهترین عطر دریافت کنم. البته بعدها عطر زنانه هم تولید کردم وبه پاس قدردانی از زنانی که همواره حامی من بوده اند به ایشان تقدیم نمودم

-‌ در یک جمله بگو برای پول کارمی کنی یا عشق؟
بیژن : البته عشق به کار; من ازاینکه تولیداتی منحصر به فرد دارم لذت می برم من به کار کردن هفت روز هفته نیاز ندارم ، اما این کار را انجام می دهم چون به کارم عشق می ورزم .

- بیژن ! تو برای آدم های معمولی ، محصول تولید نمی کنی؟ خریداران تو قشر خاصی از جامعه هستند که شاید تعداد آنها در کل دنیا به بیست و پنج هزار نفر هم نرسد.چرا این طبقه خاص از جامعه را به عنوان مشتریان اصلی خود انتخاب کرده ای؟
بیژن : این مساله چندان هم درست نیست . هر چند عطرهای بیژن با لباس های بیژن گران قیمت اند، اما خیلی از انسان های معمولی هم می توانند آن را در مغازه های معتبر کشورشان خریداری کنند. من برای پولدارترین های روی زمین حساب جداگانه ای باز کرده ام ، اما این دلیل نمی شود کسانی را که خیلی پولدار نیستند در نظر نگیرم . بسیاری از بازدید کنندگان فروشگاههای زنجیره ای بیژن ، درنیویورک ودردنیاازطبقه عادی و نسبتا مرفه جامعه هستند.

- موفقیت فوق العاده کنونی خود را نتیجه چه می دانی؟
بیژن:‌ نتیجه مطالعه ، تامل و شکار فرصت های طلایی تخصص و علاقه ی من در علم شیمی است و در سال ١٩٨١ موفق شدم ، جایزه ” lg Nobel” را به خاطر عرضه عطرها و ادکلن های “DNA ” به نام خودم بگیرم . من با عرضه این عطرها و ادکلن های جادویی ، ابتدا برای مردان و بعد برای زنان توانستم معنای عطر واقعی را به مردم بشناسانم و از این راه به ثروتی رویایی دست یابم . درحال حاضر درآمد سالانه من از بابت فروش عطرهای بیژن در سطح جهان ، قریب ٣٠٠ میلیون دلار است ، حال آنکه در آمد حاصل از طراحی لباس، یک دهم آن یعنی سی میلیون دلار درسال است . من به این اصل معتقدم که اگر قرار باشد ” کائنات ” ، ایده ای را به ذهن و دل یک انسان الهام کند، به سراغ انسانی می رود که آمادگی علمی و ذهنی پذیرش آن الهام را داشته باشد. من از همان دوران تحصیلی به دنبال عرضه محصولی بی رقیب و گران قیمت می گشتم و عطرها و ادکلن های ” DNA ” همان چیزی است که سال های جوانی ام را در جست وجوی آن سپری ساختم . در حال حاضر موسسه بزرگ تولید عطرهای بیژن را به نام سه فرزندم نموده ام تا آنها از همین الان که زنده ام ، مدیریت و راهبری بزرگترین و ثروتمندترین شرکت عطر سازی دنیا را بیاموزند.

- می گویند فروشگاهی قصر مانند داری که آن را برای پولدارترین ساکنین روی زمین آماده نموده ای تا برای ساعتی در سکوت و آرامش هز چه را می خواهند از آن جا بخرند. چه شد که به فکر ساختن این فروشگاه قصر مانند افتادی؟
بیژن : شم اقتصادی ! من یک تاجر زاده ام و درخانواده ای بزرگ شدم که فرهنگ پول سازی و پول آفرینی درآن غالب بود. براین باورم که در رگ های من به جای خون ، رودخانه ای از طلا جاری است و تک تک سلول های وجود من ازالماس ساخته شده اند. من خودم را بسیار گرانبها می دانم و براین اعتقادم که اگر یکی از پولدارهای دنیا به نیویورک بیاید و بخواهد از فروشگاهی خرید کند، حتما باید این خرید از فروشگاه من صورت گیرد. یک سفارش چهارصد هزار دلاری ، حداقل خریدی است که من از مشتریانم انتظار دارم و مشتریان من نیز خوب می دانند چه موقع از من ، باز کردن درب فروشگاه را تقاضا کنند.فروشگاه بیژن هر چند به صورت شبانه روزی فعال است اما درب آن فقط به روی مشتریان خاصی باز می شود . دیوارهای سفید این فروشگاه هر هفته رنگ می شوند.

- آیا ثروت پدری درموفقیت شما تاثیری داشته است؟
بیژن : الان که به گذشته نگاه می کنم می بینم بیشتر از ثروت پدر ، خلاقیت ، نوآوری وخود اتکایی خودم را دراین جایگاه قرارداده است .
به هر حال ثروت پاکزادی ها را خیلیهای دیگر هم داشتند اما پسر هیچکدام از آنها بیژن نشد. اکنون من درموسساتم کارمندان ثروتمندرا استخدام نمی کنم، بلکه شباه روز در جست وجوی افراد خلاق و توانمند هستم . تجربه به من ثابت نموده است که این افراد در کمترین زمان قابل تصور، ثروت ومکنت را به دست خواهند آورد و می تواند شرایط رفتاری و ذهنی لازم ، برای برخورد با پولدارترین های روی زمین را پیدا کنند.

- جدیدترین ایده وخلاقانه ترین محصولی که عرضه کرده ای چیست؟
بیژن : یک ضرب المثل فارسی به خاطر دارم که می گوید: زندگی پیچ وخم زیادی دارد . من هم یک عطر پرپیچ وخم با بهترین و الهام بخش ترین رایحه های عالم ساخته ام به نام “Bijan with a Twist” می توان آن را ” بیژن پرپیچ وخم” ترجمه کرد . طراحی شکل ظاهری شیشه عطر و از همه مهم تر بوی دل انگیز ، هیجان آور و آرام بخش این عطر که می توانم به جرات بگویم معجونی از رایحهای متضاد اما خواستنی است، باعث شده تا من ، ” بیژن پر پیچ و خم ” را از همه ی محصولاتم بیشتر دوست بدارم .


- برای ایرانیانی که علاقه مندند، مانند تو در دریای ثروت شنا کنند، چه پیامی داری؟
بیژن : اول باید لیاقت وشایستگی حفظ ، نگهداری و احترام گذاشتن به ثروت را در خود ایجاد نمایید. پول و به تبع آن خریداران پولدار، وطن وملیت خاصی ندارند. ثروت باعث می شود که آنها به راحتی به امن ترین ، مطمئن ترین و آرام ترین نقطه کره زمین کوچ کنند ، بنابراین اگر به پول بی احترامی کنید، برای آن خط و نشان بکشید ، شرط وشروط برایش تعیین کنید، به پول توهین کنید و آن را در جای نامناسب و برای خرید آشغال خرج کنید، خب طبیعی است که با اینکار بی لیاقتی خود را درحفظ پول ثابت نموده اید و پول وثروت سراغ شما نمی آید! نباید هم بیاید. اصلا چرا باید ثروت سراغ کسی برود که قصد نابودی اش را دارد! کدام پدیده عالم را سراغ دارید چنین باشد که پول دومی اش باشد؟
آدم های پولدار دوست ندارند ، همه ثروتشان را صرف کمک به دیگران کنند. خیلی از آنها مایلند با ثروتی که به دست آورده اند، اززندگی لذت ببرند. آنها می خواهند با ثروت خود بهترین ها را بخرند. بهترین احترام را دریافت کنند . با مودب ترین ، یا تمیزترین و با تیز هوش ترین انسان ها دم خورباشند، خوب طبیعی است اینجا همان جایی است که “بیژن”‌و همه آدم هایی که علاقه مندند مانند او در دریای ثزوت شنا کنند، وارد عمل شوند.
به خاطر دارم روزی یکی از میلیونرهای آفریقایی برای خرید به قصر فروشگاهیی من در نیویورک آمد. او درفضای آرام و دلنشینی که من ، حساب شده در تمام فروشگاه ایجاد کرده ام ، قدم زد و با شوق وصف ناپذیری اجناس داخل فروشگاه رابازدید نمود. ناگهان حالش به هم خورد وروی پله ها و فرش های نفیس استفراغ کرد . خدمتکاران وکارکنان فروشگاه بلافاصله چهره در هم کشیدند و خواستند واکنش نشان دهند که با نگاهی سریع به همه آنها گفتم که حق ندارند چنین کنند. وقتی بازدید تمام شد و آن میلیونر با یک خرید ٢٠٠ هزار دلاری ازفروشگاه خارج شد ، از خدمتکاران خواستم راه پله و فرش ها را تمیز کنند. به آنها گفتم که مشتری ، وقتی وارد مغازه می شود، درحقیفت صاحب آن است ، چرا که بالقوه می تواند هر کالایی رابخرد. این حق مشتری است و باید به این حق او احترام گذاشت .

- آیا اززندگی لذت می برید؟
بیژن : چرا نه ؟ اگرلذت نبرم چه کنم ١؟ زندگی من مال خودم است و دوست دارم آن را هر طوری که میخواهم احساس کنم چرا نباید چنین کنم ؟١

- ممکن است یک نمونه از شیوه تبلیغات خود را بیان کنی؟
بیژن : یکی ازآخرین تبلیغات من اینطور آغاز می شود یکی بود یکی نبود ، در سرزمینی دور مرد جوانی زندگی می کرد که به کیفیت عشق می ورزید.

- آخرین پیام شما برای خوانندگان موفقیت در ایران چیست؟
بیژن : درست است که کارخانجات و مغاره های من د راروپا ، امریکا ونیویورک است اما می توانید برای دیدن محصولات بیژن ، بدون هیچ محدودیتی ، مستقیما از داخل منزل، وارد فروشگاه اینترنتی بیژن شوید و آخرین محصولات بیژن را آنجا ببینید. دوست دارم با شما صحبت کنم ونظرتان را درمورد محصولات خودم بیشتر بدانم.

منبع: ورلد نيوز

کلید موفقیت نامهای تجاری در چین

کلید موفقیت نامهای تجاری در چین

بسیاری از فعالان بازار گله می‌کنند که چینی‌ها به نام تجاری وفادار نیستند. مصرف‌کنندگان چینی می‌گویند یک روز به یک نام تجاری علاقه‌مند می‌شوند و روز بعد به نفع رقیب آن را کنار می‌گذارند. فعالان به ستوه آمده بازار می‌گویند آنها نمی‌توانند با توجه به الگوهای پولی مصرف، بازارهای اصلی را بشناسند.

برند

درست است که مصرف‌کنندگان چینی به طور مکرر از یک نام تجاری به نام تجاری دیگر روی می‌آورند، اما این کار آنچنان که برخی تصور می‌کنند به دلیل فرهنگ چین نیست. بلکه مصرف‌کنندگان چینی دم‌دمی مزاج هستند، زیرا چین در مرحله توسعه است و شرکت‌ها مصرف‌کنندگان را با انتخاب‌های بیشتر از آنچه یک دهه قبل داشته‌اند، بمباران می‌کنند. مساله دیگر آن است که شرکت‌های چندملیتی همیشه برای شناسایی و درک بازارهای اصلی خود کار کافی نکرده‌اند تا آنها را به نحو موثر هدف قرار دهند.

در حقیقت مصرف‌کنندگان چینی به شدت به نام‌های تجاری که متناسب با نیاز آنها باشند وفادار هستند. نام‌های تجاری جدید چینی مثل خدمات پیام فوری تنسنت هولدینگز کیوکیو، کفش بله، تنباکوی علی‌بابا، خدمات تجارت الکترونیکی مصرف‌کننده به مصرف‌کننده به طور شگفت‌انگیزی موفق هستند زیرا می‌دانند با مصرف‌کنندگان چینی چگونه ارتباط برقرار کنند. شرکت‌های داخلی که از اصلاحات پس از سال ۱۹۷۸ باقی مانده‌اند مثل شرکت تولیدکننده مواد پاک‌کننده وایت‌کت و شرکت تولیدکننده شکلات ویات‌ربیت اعتماد مصرف‌کنندگان چینی را به دست آورده‌اند و به همین علت رشد کرده‌اند مثل کاری که شرکت‌های تاید و مارس در آمریکا انجام داده‌اند.



● هدف قرار دادن نسل جوان

موفقیت به شرکت‌های داخلی محدود نمی‌شود. شرکت‌های چندملیتی مثل نام‌های تجاری یام و امگا سود جهانی خود را با فروش در چین افزایش می‌دهند، زیرا آنها اعتماد و وفاداری به نام تجاری را در مصرف‌کنندگان چینی ایجاد کرده‌اند. شرکت کی‌اف‌سی متعلق به شرکت یام بیش از ۲۲۰۰ فروشگاه در چین افتتاح کرد و شرکت امگا ۷۰درصد از بازار ساعت لوکس مردانه را کنترل می‌کند.

شرکت‌ها برای ایجاد وفاداری به‌نام تجاری در چین باید از این نمونه‌های موفق درس بگیرند و بر سه نکته مهم تمرکز کنند: موضع نام تجاری خود را تعریف کنند پایگاه مصرف‌کنندگان خود را بشناسند و با آن ارتباط برقرار کنند و نسل جوان چین را مورد هدف قرار دهند. نسل جوان چین درآمدی دارند که می‌توانند صرف خرید لوازم یک بار مصرف و پیشرفته کنند و آنها رهبران وفاداری به نام‌های تجاری در آینده هستند.اگر شرکت‌های چند ملیتی به طور استراتژیکی جایگاه خود را در کوتاه‌مدت و بلندمدت پیدا نکنند و متوجه تغییر نیاز مصرف‌کنندگان چینی نشوند، بازار چین را به شرکت‌هایی که درک بهتری از بازار دارند واگذار خواهند کرد.چند سال پیش، زمانی که جنرال موتورز خودروی بیوک خود را دوباره در بازار چین عرضه کرد تبلیغات این شرکت بیوک را خودرویی برای مدیران ارشد و خواص کرد. فعالان بازار سعی کردن نشان دهند که آخرین امپراتور چین در دهه ۱۹۲۰ و همچنین رهبران چینی مثل سون یات سن، چوین لای، بیوک داشته‌اند. برخی از مدل‌های آن قیمتی بالاتر از مرسدس و بی‌ا‌م‌و داشتند و موفقیتی آنی به دست آوردند. جنرال موتورز به سرعت خودروی بیوک را در چین حتی بیش از آمریکا به فروش رساند. یعنی بیش از ۶۶۵۰۰۰ خودرو، حدود پنج سال بعد از افتتاح اولین کارخانه مونتاژ بیوک در چین در دهه ۱۹۹۰.
برند

● بیوک نام تجاری خود را تعدیل کرد

اکنون چین دومین بازار بزرگ اتومبیل جهان است زیرا ۲۵۰میلیون نفر از طبقه متوسط نوظهور می‌خواهند به رویای داشتن خودروی شخصی واقعیت ببخشند. بیوک برای اینکه حداکثر استفاده را از این رشد ببرد، موضوع خود را تقویت کرد و فروش مدل‌های ارزان قیمت با محدوده قیمت ۱۲۰۰۰دلار را آغاز کرد. در ابتدا فروش رونق گرفت زیرا نسل رونق‌دهندگان اقتصاد چین به سرعت بیوک‌های ارزان‌تر را خریداری کردند.متاسفانه در مورد بیوک تضعیف تصویر ذهنی این نام تجاری موجب کاهش سهم آن در بازار در نیمه اول سال ۲۰۰۷ شد و باعث شد جنرال‌موتورز برای جذب مشتریانی که حساس به قیمت هستند تخفیف بسیاری بدهد تا بر فروش بد غلبه کند.اشتباه بیوک واضح است و چاره آن ربطی به قیمت نداشت. غول‌های کسب و کار نمی‌خواهند خودرویی را برانند که طبقه متوسط می‌رانند و خریداران طبقه متوسط ناراحت هستند زیرا فکر می‌کنند از نام تجاری بیوک و کیفیت بیوک خرید کرده‌اند اما در عوض خودرویی ضعیف شده دریافت کرده‌اند که انتظارات آنها را برآورده نمی‌کند. یکی از خریداران بیوک ارزان‌قیمت در مصاحبه با گروه تحقیق در بازار چین گفت: من بیوک را به دلیل تجمل این نام تجاری خریدم همان‌طور که همه پیشتازان کسب و کار، بیوک دارند اما کیفیت آن وحشتناک است. من خیلی مایوس شده‌ام.



● شناختن و رابطه برقرارکردن با مصرف‌کنندگان

اشتباه بیوک این بود که نام تجاری خود را برای مصرف‌کنندگان به طور واضح تعریف نکرد. هیچ کس نمی‌داند نام تجاری بیوک مظهر چه چیزی است. آیا گران‌قیمت است یا ارزان‌قیمت؟ شرکت بی‌ام‌و برخلاف بیوک با دنبال نکردن بازار انبوه، فروش کوتاه‌مدت را فدا کرد در عوض موضع خود را در مورد قیمت بالا برای مصرف‌کنندگان ثروتمند حفظ کرد. اکنون بی‌ام‌و و شاهد شکوفایی فروش با رشد ۵۰درصد در سال ۲۰۰۶ است. اکنون چین دومین بازار بزرگ برای سری ۷ گران‌قیمت بی‌ام‌و و مصرف‌کنندگان وفادار به این نام تجاری دارد. بی‌ام‌و و در درازمدت به رشد خود ادامه خواهد داد همان‌طور که چینی‌ها ثروتمندتر می‌شوند و آرزوی زندگی توام با داشتن بی‌ام‌و خواهند داشت.

کلارینز و اورئال دو نام تجاری بهداشت شخصی هستند که در سراسر جهان از محبوبیت بسیاری برخوردارند. اما داستان آنها در چین بسیار متفاوت است. اورئال و نام‌های تجاری مرتبط به آن بسیار موفق هستند و در زنان و مردان چینی وفاداری به این نام تجاری به وجود آورده‌اند. یک مدیر مالی ۴۳ساله بانک سرمایه‌گذاری در مصاحبه با گروه تحقیق در بازار چین گفت: «من فقط لانکوم می‌خرم زیرا به من احساس جوانی و زیبایی می‌بخشد.» از طرف دیگر شرکت کلارینز برای هدف قرار دادن مردان مصرف‌کننده مشکل داشت.

اشتباه کلارینز این است که برای فعالیت‌های تبلیغاتی از مانکن‌هایی استفاده می کند که مردان چینی نمی‌توانند با آنها ارتباط برقرار کنند. مساله‌ای که در مورد این مانکن‌ها وجود دارد این است که ظاهر انها مردانه نیست و مردان چینی، از فعالیت‌های تبلیغاتی کلارینز منزجر شده‌اند. کلارینز برای تبلیغ محصولات آرایشی مردانه مانکن‌هایی با نژادهای گوناگون انتخاب کرده‌ است که تصویری ایجاد می‌کنند که اغلب مردان چینی نمی‌توانند با آن هم‌ذات‌پنداری کنند. خریداران وقتی تبلیغات کلارینز را تماشا می‌کنند متحیر می‌شوند که چرا باید بخواهند شبیه مانکن‌هایی شوند که از محصولات کلارینز استفاده می‌کنند.

آشنایی با نام‌های تجاری کوچک از طریق والدین

اورئال به تازگی به دلیل انتخاب بازیگران کره‌ای برای تبلیغ محصول آرایشی مردانه خود به نام بایوترم، موفقیت بسیاری کسب کرده است. این بازیگران کره‌ای ظاهر، مد و شخصیتی را به نمایش گذاشته‌اند که مردان چینی خواهان آن هستند و زنان چینی نیز آرزو دارند همسران آنها آن‌گونه باشند.

کلارینز در نمایش‌ نام تجاری خود به شیوه‌ای نادرست بسیاری از نام‌های تجاری فعالیت‌های تبلیغاتی خود را روی مانکن‌های شیک موطلایی متمرکز کرده‌اند که روی قایق بادبانی لم‌ داده‌اند. در کشوری که قایق بادبانی درتصور عمومی نیست این شیوه تبلیغاتی موثر نیست.

بسیاری از نام‌های تجاری که آمریکایی‌ها اکنون استفاده می‌کنند آنهایی است که والدین‌شان استفاده می‌کردند. اغلب بزرگسالان از نام‌های تجاری تایلنول یا کولگیت استفاده می‌کنند زیرا وقتی جوان بودند والدین‌شان این نام‌های تجاری را به آنها معرفی کرده‌اند. در چین در زمان مائو انتخاب‌های کمی در مورد نام‌های تجاری وجود داشت، بنابراین امروز جوانان چینی بدون یادگیری از والدین‌شان نام‌های تجاری را امتحان می‌کنند. اما این جوانان چینی با مشخص کردن آنچه دوست دارند و آنچه دوست ندارند، تعیین‌کننده هستند.



● چینی‌ها در مورد سلامت نیز نگران هستند

کلید موفقیت شرکت‌های چندملیتی در چین توسعه موارد زیر در میان نسل‌ رونق‌دهندگان اقتصاد چین است. نسلی که پس از سال ۱۹۷۸ متولد شده‌اند، اکنون بالغ شده‌اند و خودشان بچه‌ دارند. آنها در حالی بزرگ شده‌اند که از نام‌های تجاری گوناگون استفاده کرده‌اند.

بسیاری از آنها نام تجاری را که دوست دارند انتخاب کرده‌اند و به فرزندان خود یاد می‌دهند چه بخرند.

به عنوان مثال، مصرف‌کنندگان چینی درست به اندازه مصرف‌کنندگان آمریکایی نگران سلامت هستنند و خواهان محصولات سالم که به سلامت آنها و خانواده‌شان آسیب نرساند. برخی نام‌های تجاری مثل میدیا، هایر، پپسی در پاسخگویی به سطح کیفی و اعتباری که مصرف‌کنندگان چینی می‌خواهند، موفق نبوده‌اند. برای توسعه موفقیت‌آمیز نام تجاری در چین داشتن دیدگاه کوتاه‌مدت و فروش در بازار موجود کافی نیست. این کار چشم‌انداز دراز‌مدت را از بین می‌برد. بهتر است ابتدا تعریف کرد یک نام تجاری قرار است چه چیزی را منسجم کند بعد روی آن تصویر کار کرد. شرکت‌های چندملیتی باید بدانند که مصرف‌کنندگان چینی در شهرهای رده‌اول مثل شانگهای، پکن و گوانگژو به زودی مثل مصرف‌کنندگان در نیویورک، لندن و پاریس از نام تجاری درک مشخصی پیدا خواهند کرد و مصرف‌کنندگان در شهرهای رده دو یا سه مثل چنگدو و دالیان مثل برق برای رسیدن به مدل‌های بین‌المللی حرکت خواهند کرد.